بسم الله الرحمن الرحیم
اتفاقات چند سال اخیر در کشورهای بزرگ اسلامی چون  ایران ،عراق و سوریه و لبنان و هم اکنون افغانستان و پاکستان ،گرچه با وجود جای زخم عمیقی که بر پیکره ی اسلام گذاشت اما هزاران تجربه ی ارزشمند و بسیار گرانقدر به مسلمان منطقه بخشیده است.

بحثی در کلاس فرق انحرافی با استادمان درگرفت.استاد می گفت داعش در دوران غیبت لطمه ای به صفوف مسلمان زده که جبرانش بسیار سخت است.او می گفت از بین  رفتن جوانان بسیا متعهد و انقلابی از بین افراد جامعه ی ما که هر کدام می توانستند نقش موثری بر پیشرفت اقتصادی جامعه بگذارند از مهمترین ضرر های جبرران ناپذیر است.

باوجود اینکه استاد یک خانم خوشفکر و در حال گذراندن دوره ی دکترای خود در دانشگاه آزاد بود و مهمتر از ان فرزند شهید،اما باعث نشد من تسلیم محض صحبتهایش شوم.نه بخاطر اینکه حرفهای ایشان اشتباه بود که تاحدودی علی الظاهر درست بود اما با روح چالش برانگیز من همخوانی نداشت.بعد از اتمام صحبتهای ایشان و دعوتشان به ابراز نظرمان ،دست بلند کردم و گفتم: اگر معتقد باشیم رسیدن به هدف یک حرکت صعودی و و به بالاست و نه حرکت در مسیر افقی و اگر معتقد باشیم  شهادت انسانهای متعهد یعنی پایان زندگی پربرکت انها حتما چنین نتیهجه ای رابدست می آورریم.و خواهیم گفت داعش توانسته به اسلام لطمه وارد کند.
اما اگ حمله ی زیر پوستی این شجره ی خبیثه را به مناطق مختلف سورریه و عراق را حذف می کردیم شاید باید منتظر خسران بزرگتری در این کشورهای می بودیم.مثل کمرنگ شدن اتحاد ملی و قطعه قطعه شدنشان به شهرها و قصبات سنی و مسیحی و سلفی و داعشی و تکفیری و ..

اما داعش حمله کرد تا یکبار دیگر اسلام در معرض ازمونی بزرگتر که همانا تربیت نفوس و قویترشدن دین ما شود. ان هم در سایه ی خباثت ها و اشنایی با افکار مرتجع و منحرف این فرقهی ضاله.
داعش ناخوداگاه به ما لطف بزرگتری کررد.و بایدبدانیم شهادت هرگز از بین رفتن نیست.بلکه صیقلی شدن روح جامعه اسلامی است.و از خونهاست که ارواح خواب رفته ی اجتماعات مسلمان بیدار می شود و از روزمره گی ها نجات پیدا می کند. به این مطلب دست پیدا می کند که دینشان فقط مجری فرامین فردی نمی خواهد.بلکه فرامین جمعی چون جهاد و امر به معروف ونهی از منکر از احیاکننده های سایر دستورات دینی است.

...


تاریخ : دوشنبه 24 اردیبهشت 1397 | 14:37 | نویسنده : رضوان | نظرات
بسم الله الرحمن الرحیم

یک فیلم امریکایی جالب از تلویزیون پخش شده بود که موضوعش راجع به استفاده ی درست از لحظات زندگی و دوری از کار زیاد و قدردانی از محبت پد ومادر و لذت بردن در کنار بچه ها بود.قهرمان داستان یه اقایی بود که انقدر خودشو سر گرم کار کرده بود که از امور عاطفی و قدرردانی از پدرومادرش بازمونده بود.بعد یه اقایی یه کنترل تی وی دستش می ده تابتونه خودش سرعت زندگیش و رسیدن به خواسته ها و آرزوهاشو مدیریت کنه.

قطعا با این توصیفات متوجه شدید کدوم فیلمو می گم. اما اون جایی از فیلم مورد نظرمه و برام جالب بود که پدر قهرمان داستان اومد توی دفتر کارپسرش و بهش گفت دوستت دارم پسرم اما پسرش حسابی سرگرم کار بود. اما  قهرمان داستان غافل از اینه که وقتی به ته داستان خودش می رسه وبرگشت به عقب کنترلو می زنه ، اون صحنه ی ضبط شده از خودشو می بینه که محبت پدرشو بی جواب گذاشته و او از اتاقش می ره و چندی بعد می میره. اون وقت  آه از نهادش بلند می شه.

 

این درست شرح مواجهه ای است که ما در صحنه ی محشر با اعمال ثبت وضبط شده مون خواهیم داشت با کمی لطافت.به اقرار و غیب گویی خالق عظیم و پرودگار حکیممون ، ما موجوداتی هستیم که با انجام اعمال هویت پیدا می کنیم و از عدم فاصله می گیریم و به ابدیت می پیوندیم.اونجا که می فرماید: ووجدواماعملوا حاضرا:می یابند انچه را انجام داده اند کاملا حاضر.

بگذریم که چه نکات کلیدی و پر مغز و جالبی در ادبیات این جمله نهفته که حاکی از دقت و ظرافت شرح این ماجرا از دیدگاه خدای متعال داره.اما شاید ما تابحال فکر می کردیم محشر شبیه یه پرده ی سینماست که داستان زندگی هرکسی عین یک سی دی فشرده رد می شه از جلوی چشمان حضار و شاهدان قیامت و یا یک پرونده است که پراز نکات ریز و جزییات زندگیمونه که می دنش زیر بغلمون.اما همه ی اینها هست و  همه ی اینها نیست.

آنچه که آیه می خواد بیان کنه اینه که اعمال ما ثبت شده بطور دقیق اما بنحوی غیرعادی زنده است.یعنی مثل یک فیلم بازپخش نمی شه.بلکه انگار همون موقع داری انجامشون می دی .طوری که جای هیچ انکارو ردکردنی باقی نمی ماند.

می تونیم در جواب اون کاربری که قیامت رو در نظرش منکر می شد بگیم که نیاز نیست مرده ای برگرده و بگه که اون دنیا چنین وقایعی هست و چنان جواب و جزایی درانتظارمان. که روال پیشرفت فکری و علمی اعصار پیش رو بطور خیلی ظریفی می گه که قیامتی هست و ما هرگز به عدم ونیستی نمی پیوندیم.بلکه هرچه می کنیم از ریزترین کار چون چشمک زدن و سرفه و تغییر تفکر تا بزرگترین کارهامون با دقتی توصیف ناپذیر وبصورت خودجوش وخودخوان و خودخواسته داره ثبت می شه و بهمون بازخواهد  گشت.

این ها ثمرات موجودیت ماست.هرگونه پاسخ و هر بازتابی از تجسم هویت ما ، لابه لای همین اعمال شکل می گیره به نحوی که ازشون گریزی نیست.چونان بهم پیچیده که اعمالمون یعنی ما و ما یعنی اعمالمون.

دیگه خیلی مسخره است که با وجود تشکیل دادگاههایی در این دنیا توسط خود انسان با محدودیت در عقل و شاهد،بخواهیم بگیم ما به سزای اعمالمون نمی رسیم و هیچ اتفاقی اون دنیا نخواهد افتاد که باید گفت دادگاههایی که در اذای اعمال بد  ما در همین دنیای دون برگذار می شه یک سوم اعمال هم نیست و چه بسا هزاران جرم و کار خیری که پوشیده مانده و هر عقل سلیمی  می گه که قطعا باید یه جا بحسابشون رسیده بشه،که انجا خیلی دقیقتر و ظیفترر با دسترسی بهترر بر جوانب ماجرا وحضو شاهدان معتبرتر ،حوادثو ارزیابی می کنند تا حق بطور کامل ادا شود

 




تاریخ : سه شنبه 18 اردیبهشت 1397 | 10:14 | نویسنده : رضوان | نظرات
بسم الله الرحمن الرحیم

مدت زیادیه اینجا در اسرا ننوشتم.رفت وآمدهای دوستان و کاربران و خوانندگان رو تماشا کردم وهیچ چیز باعث نشد دست به قلم بشم و مطلبی تازه برای اسرا رقم بزنم.تااینکه بطور معجزه آسایی دلم برای نوشتن های متعمدانه و متفکرانه ام در اینجا تنگ شد.دلم برای هیاهو و جاروجنجال با کاربران سر موضوعات روز تنگ شد.دلم برای ده سال پیشم تنگ شد.اما قصدم دیگر ترمیم نوستالژیک گذشته نیست که می خواهم از به روز شدنهایم و از حرکت به جلو و نوشتن های محکمتری آغاز کنم.

می خواهم به عشق امام زمانم شروع کنم.اصلا همیشه عشق به ایشان محرک من بوده.
اتفاقات زیادی برایم افتاده است که همه دست به دست هم داده اند انگار که من را دوباره در اینجا به نقطه سر خط بیاورند
خیلی از کاربران قدیمی که اینجا دروبلاگ خانه هایشان پیوند خوردام نیستند تا شکوفه زدن درخت خشک وقدیمی اسرا را ببینند ،برای همین به یاد آنها می نویسم.
از خداوند می خواهم که فقط بخوانم و بنویسم.از مولایم وآقایم می خواهم که این خواندن و نوشتن را در من استوار گرداند.همیشه پابجا باشم و برای دانستن بیشتر و برای خواندن قلمهای بیشتر تلاش کنم.

خیلی نه بزرگ که پیرتر شده ام.عاقلانه تر می نویسیم و پخته تر تصمیم می گیرم.احساسات را ماهرانه تر لجام می زنم و آهسته تر جلو می روم. اما جلو می روم.
دوست نداشته ام که مرگ پایانم باشد.که اول بقای هر انسان زمانی است که می اندیشد تا بهتر زندگی کند و براساس علم زندگی کند نه براساس جهل

هنوز که هنوز است زیاد می نویسم.اما این سبب نشده که پرگویی کنم. برای همه ی آنهایی که قدیمتر با اسرا بوده اند و جدید به اسرا می پیوندند عرض سلام دارم.گذشته ها را خط نمی زنم و بر روی آنها قدم برنمی دارم. 

برای اینکه خیلی حرف ها دارم که در عصر غیبت آقا باید برای هم بگوییم و بنویسیم و برایشان تعیین تکلیف کنیم.باید مجهز شویم و تا هرچه بیشتر از مغزمان کار بکشیم. نگذاریم موریانه های قبر بخاطر باز نشدن راههای ارتباطی جدید در بین سلولهای مغز ،طعم تازگی  بچشند.

باید کارکنیم و باید حمایت کنیم .از خودمان و از داشته هایمان و از علمی که در حد یادگیری در پستوی ذهنمان انباشت کرده ایم.چون همین که تابحال کاشته ایم نیاز به حمایت دارد. خلاصه باید بیشتر از فکر کردن عمل کنیم.
و این آغاز ، اثباتی است بر شعار
 
پس آغاز می کنم به نام  آفریننده ی ن و القلم




تاریخ : چهارشنبه 12 اردیبهشت 1397 | 19:41 | نویسنده : رضوان | نظرات
.: Weblog Themes By VatanSkin :.

تعداد کل صفحات : 151 ::      1   2   3   4   5   6   7   ...