تبلیغات
اسراء - الذین صبروا وعلی ربهم یتوکلون

الذین صبروا وعلی ربهم یتوکلون

بسم الله الرحمن الرحیم

الذین صبروا و علی ربهم یتوکلون   نحل 42

زمانی که هنوز مجرد بودم ،همه ی کارهام و تصمیماتم و اهدافم و آیندم تحت الشعاع نظرات والدینم بود وقتی ازدواج کردم و موقع تصمیم گرفتن  خودم شد،روی یک کار و برنامه از همسرم نظر می گرفتم اما ایشان فقط اون دسته از تصمیمات و کارهایی رو نظر می دادند که بین خودم و ایشان مشترک بود.در واقع راجع به برنامه هایی که خاص خودم و برنامه های دراز مدت خودم بود دخالتی نمی کرد و اون رو بعهده ی خودم می گذاشت. اونجا بود که تازه معنای استقلال رو ادراک می کردم و تازه آغاز اضطراب ها و نگرانی های من بود که آیا این تصمیم که میخوام بگیرم درسته یا غلطه؟ از اونجا بود که به این مساله رسیدم که این مرحله سرآغاز برداشتن قدمی بزرگ برای طی مسیرها و گردنه های سخت آینده است.همون مرحله ای که برای همه ی شما بوجود آمده .

این که آدم بفهمه چقدر تنهاست و چقدر سخته که ندونه چه تصمیمی بگیره و چطور تصمیم بگیره نشانه ی اینه که یک خلایی وجود داره و  خلا وجود یک تکیه گاه مطمین .والا  اگه انسان به جهان منظم هستی نگاه کننه، خداوندرحمان که هیچ موجودی رو در حالت بلاتکلیفی و بهت و حیرت و استیصال  قرار نداده چرا باید در این برهه از زندگیش که آغاز جوانیش و آغاز گرفتن تصمیمات بزرگشه تنها بگذاره و بگه :خب پدر ومادر که دیگه نیستند و همسر هم تا جای خاصی حق دخالت داره
پس بفرما زندگی رو تنها ادامه بده تا بری و بیفتی تو چاه و دل من خنک بشه!

ابدا.هرگز اینطور نیست.اینجاست که باید بگی امکان نداره من بدون حامی و وکیل و کفیل تنها مونده باشم.اگر راهشو بلد باشم می یابم  اون کسی را که برام تصمیم های قوی و محکم و خوب و راحت می گیره.می رسم به اونجا که مطمئن هستم تصمیمم درست خواهد بود و هرگز اشتباه نکردم. چون این تصمیم وکیلم بوده نه خودم. چون خودم که این راهو تا حالا نرفتم.و تجربه ای ندارم.وقتی هم تجربه ندارم این عین ظلمه که تنهایی تصمیم بگیرم .تازه اگرم اشتباه کنم وکیلم هست و کارا رو روبراه می کنه.

هنوزم اینطوره.هر وقت به مشکلی برمی خورم که در حیطه ی وظایف منه بعنوان همسر یا مادر،با خودم می گم الان وقت واگذاری کارهاست به وکیلم.اونی که کارهامو بنحو احسن انجام می ده و من فقط باید یه ذره صبر کنم تا کارش تموم بشه.تازه تو این صبر کردن پامو روی پام میندازم و یک آب میوه ی شیرین و گوارا نوش جان می کنم.

این آیه دقیقا به همین مساله می خواد گوشزد کنه. می فرماید که مومنین هیچ وقت ناراحت و نگران نیستند ،فقط پاشونو روی پاشون میندازن و صبر می کنند تا وکیلشون  که خدای متعاله براشون کارهاشونو سامان بده.

اما پس ریشه ی این همه ترس و نگرانی از مشکلات چیه؟

راحت بگم.عدم صبر و دخالت تو کارهای وکیل
خود را کاره ای دانستن و به تنهایی و بدون تکیه و اعتماد بخداوند کار را انجام دادن
عدم صبر و انتظار برای انجام دادن کار توسط وکیل


پ.ن

1- یکی می گفت:حالا که همسرم طلاق می خواد من با این دو تا بچه چکار کنم؟ایا امام زمانم ع منو می بینه که چقدر احساس عجز می کنم و تنها هستم ونگران بچه ها؟با خودم گفتم: یه جایی بی صبری کردی حالا این چوبشه ولی بخاطر اون بی صبری نباید دوباره بی صبری دیگه ای مرتکب بشی.یه وکیل خوب داری که ازش غافلی. اوست که بهترین وکیله.

2- احساس می کنم یکی از دندونای ردیف بالام داره پوسیده می شه.باید برم پوسیدگیشو از بین ببرم.تا این همه دلهره و ترس از دست دادن دندون رو به جون نخرم.یقینا صدای خیش خراش تراشه ی دندونپزشک بهتر از پوسیدگی سریع دندونم و از دست رفتن دندون سه کاناله و مهم بالای فکمه.

3- ای که چشم من خانه ی توست ،همین که در لحظات استیصال به یادتم همین یه نشانه است که تو هستی و قراره بیای ولی دلهای غافل ما تو رو  لحظاتی و بلکه روزهایی از عمرمان فراموش کرده و تنها به یک سلامی و یک دعای فرجی برای ظهورت بسنده کرده.مارو ببخش و به یادمان باش.اصلا یادمان بیاور که به یادت باشیم و برای سلامی و تعجیل در ظهورت دعا کنیم ای باقی خدا.دوستت داریم.



ادامه مطلب
[ جمعه 24 بهمن 1393 ] [ 13:46 ] [ رضوان ]