تبلیغات
اسراء - بهار،مرگ ،انتظار
اسراء
یکشنبه 17 اسفند 1393 :: نویسنده : رضوان
بسم الله الرحمن الرحیم
هو یحیی و یمیت والیه ترجعون          یونس 56

همیشه وقتی به فصل بهار نزدیک می شیم.فصلی که در ان متولد شده ام،به نقطه ی پایانی زندگی ام یعنی مرگ می اندیشم.به این فکر می کنم که آیا وقتی من بمیرم دنیا چطور خواهد گذشت

به این می رسم که

بعد از مرگم ،باز هم برفهای کوهها آب می شوند و بر دامنه ی کوه جاری خواهد شد. بوی علف تازه تمام دشت را می گیرد . در بهاری که چشمانم در انباشته ای از خاک بسته شده اند ،پروانه ها بر سر مزارم به پرواز در خواهند آمد و از درزهای سنگ قبرم خارها بیرون خواهند زد و صفوف منظم مورچه ها از بین ان به اطراف پراکنده می شوند.
بعد از مرگم باز هم باران رگباری در هنگام غروب باریدن می گیرد و زنده های پراکنده در مزار را زیر چترها پنهان می کند. بوی گردوخاک به زمین نشسته ،ابرهای در حال پراکنده شدن را از پیش چشمشان دور می کند.و به  خورشیدی که به روز بدون من پایان می دهد  رنگ قرمزی می پاشد.

بعد از مرگم  باز هم چشمهای زیادی به افق دوخته خواهد شد و از مهربانترین مهربانان خواهند خواست که بی وفایی دنیا را پایان دهد.
بعد از مرگم باز هم نسیم صبحگاهی از روی قبرستان وزیدن خواهد گرفت. و داستان مرگ دوباره از سر گرفته می شود.

بعد از مرگم  اشکهای زیادی پیرامونم به زمین ریخته می شود

بعد از مرگم هزاران زایر بر سر قبور مردگان بهشت رضا به خواندن فاتحه مشغول خواهند بود  و باز از کنار حوض های حرم امام مهربانیها ،وضو می گیرند تا هرم داغ تابستانی را بسردی بنشانند.

نوای نقاره ها هر صبح و غروب به صدا در خواهد آمد و از بین دنگ دنگ ساعت صحن عتیق ،صدای شیرین فواره های حوض جمهوری را به همراه زمزمه های سلام ها و اذن دخول ها و زیارتنامه ها و هق هق گریه های پشت پنجره ی فولادی ،به آسمان هفتم خواهد برد.

وقتی من مردم باز هم حرم پر می شود از زایرین و نفسها به هنگام ساعت تحویل سال در سینه حبس می شود و نوای یا مقلب القلوب گروه تواشیح را پر رنگ تر همراهی می کند.
وقتی من مردم بازهم دعای عهد از دل هر دلشکسته ای به آسمان عروج خواهد کرد  و انتظار اهالی قبور را لبریز می کند.
همه منتظر خواهند شد که او دستهایش را به آسمان برد و نسیم بهشت را به روضه هاشان هدیه کند.
و باز داستان انتظار هر بهار تکرار خواهد شد تا اینکه او بیاید

آنقدر اسخوانها زیر خاکها خواهند ماند تا تکرار واژه های بهار و مرگ و انتظار ،روزگار را به حلقوم زمینیان برساند

ان وقت است که بیدار می شوند از قبرها ، همه انهایی که مهربانیشان معاملات حساب شده ی زمین را برهم زده بود.می آیند تا به انتظار پایان دهند و بر بیابان خشک سنگدل ها باران عهدشان را ببارانند.

عهدی که هر روز صبح با گریه سیراب کردند. هر ساعتی از زندگیشان به تحویل احوالشان مبدل شد.
سلام بر انها و بر امامشان





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
شنبه 23 اسفند 1393 23:34
سلام بانوی مهربان
رضوان سلام خواهر.شمااومدی اخرین سلام ۹۳رو عرضه بداری؟
شنبه 23 اسفند 1393 19:16
وبلاگ عالی داری
رضوان اینو واقعا گفتید یاتبلیغ ردیاب خودرو تون رو کردید؟
جمعه 22 اسفند 1393 12:21
...
رضوان
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ

بسم الله الرحمن الرحیم.سبحان الذی اسری بعبده.پاک و منزه است پروردگار که سیر داد بنده اش را.بنده در اینجا خاصه پیامبر است و عامه هرکسی که در قالب بنده قرار گیرد.از سیر وسیاحت در حال و هوای خود و بندگان خداوند می شود به خیلی چیزها پی برد.برای همین اسم اینجارا اسراءانتخاب کردم.به اسراءخوش آمدید.
مدیر وبلاگ : رضوان
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

دانلود آهنگ جدید