تبلیغات
اسراء - آه من قله الزاد وطول الطریق
اسراء
دوشنبه 7 اردیبهشت 1394 :: نویسنده : رضوان
بسم الله الرحمن الرحیم

نمی دانم چقدر مسافرت رفته اید و چقدر در این مسافرت ها تنها بوده اید.اینکه انسان بخواهد ار خانه و مسکن خود دل بکند و کوله بار بر دوش بگیرد و راهی طولانی را برای رسیدن به مقصودی طی کند،سخت نیازمند آمادگی روحی و روانی است.خصوصا اگر سفرها با اتوبوس یا قطار یا خودروی شخصی باشد.حال اگر بخواهد با پای پیاده مسیری طولانی را بپیماید بیشتر از همیشه نیازمند آمادگی جسمانی و روحی روانی است.مثلا بخواهد از شهر خودش تا مشهد یا کربلا را پیاده برود چقدر باید به پاهای خود فشار بیاورد و از خود بپرسد آیا من می توانم این راه طولانی را با این ضعف جسمانی بپیمایم؟گاهی داشتن همسفری دلسوز می تواند از سختی راه و گرسنگی ها وتشنگی هایش بکاهد.یک همسفر خوش صحبت و شیرین گفتار.گاهی هم با گذاشتن هدفون در گوشی و گوش دادن به نوایی ارامش بخش می تواند طولانی بودن راه را کم کند.خصوصا اگر در باره ی هدف و مقصودی باشد که بخاطرش دل از خانه کنده باشی.


گاهی هم بخاطر ان هدف و شادی که در پیش داریم مسیر طولانی و پر از سختی ها ،برایمان هموار و دلچسب می شود.توی راه به ذوق مثلا نوزادی که بدنیا امده یا عروسی که به خانه ی بخت می رود یا دیدن یک دوست و یا یک مکان زیارتی که یک عمر ارزوی دیدن انجا را داشتی می تواند از سختی راه بکاهد.

من خیلی از این سفرها رفته ام.و همه شان یکی از یکی شیرین تر و پر خاطره تر بوده. به نزدیکترین جا تا دورترین شهر.به داخل کشور تا خارج کشور.با اتوبوس یا قطار یا خودروی شخصی .اما سفر دیگری در پیش دارم که تا حدودی با دیگر سفرهای قبلی ام  فرق دارد.به شهری می روم که هیچ اشنایی در ان ندارم.خبر خوشی هم انتظارم را نمی کشد و راه هم نزدیک نیست.از تنهایی خویش هم بیم دارم.

این سفر با این  مشخصات ،مرا  و شما را به یاد سفر اخرت می اندازد.سفری که مولایمان امیرمومنان علی علیه السلام از ان شکوه کرده اند.به خدا پناه برده اند و از او یاری گرفته اند.اه کشیده اند و سینه شان مالامال از درد تنهایی و غربت شده است.سفری که بر عکس سفرهای دنیایی ،هرچه بار و توشه مان در ان سنگین تر باشد ،راحت تر و اسوده تر حرکت خواهیم کرد. و از خطرات ان راه ایمن تر خواهیم بود.
اه از کمی زاد.این را کسی می گوید که لحظه ای و حتی ثانیه ای از یاد خدای متعال و ان معشوق حقیقی غافل نبوده است.ایا امام ذکر حال ما را فرموده یا واقعا این سفر ،سفر هولناکی است؟

همه ی ما می دانیم که امام از روی احساس و جو گرفتگی سخن نمی گوید.اگر سفر سخت باشد اینطور شکواییه از عمق وجود می تواند کمی از ان احساس تنهایی و غربت را در ما بیدار کند. اه از طولانی بودن مسیر.مسیری از خود به خود.مسیری که تمام عمر باید پیموده شود.به درون و لایه های پنهان روح. برای عبور از  گردنه های خوفناک عقب ماندن روحمان یا به مسیرهای هموار و اسانی که در زندگی توانسته ایم ان را تجربه کنیم و خود را واکاوی نموده ایراد خود را برطرف نماییم.
راهی که اگر نتوانیم برای شناختنش خود را بشناسیم نخواهیم توانست به اسودگی و بدون خطر ،به رسیدن به مقصد فکر کنیم.خیلی از شما سیاحت غرب حاج آقای قوچانی را خوانده اید. من این کتاب را در دوران دانشجویی خواندم. انقدر برایم تاثیر گذار بود که وقتی کتاب را باز می کردم همه ی اوراقش را از ترس اشکهایم محافظت می کردم.(اخر کتاب امانت بود).وقتی که به اخر کتاب رسیدم تازه فهمیدم حاج آقای قوچانی براساس رویایی که داشتند ان را به رشته ی تحریر در اورده اند.

هر بار که این سخن تکان دهنده ی امیر مومنان علی ع را می خوانم به یاد ان کتاب می افتم.اما حالا حس می کنم حاج آقا قوچانی جاده ای که برای رفتن ترسیم کرده بود با جاده ای که من برای رفتن ترسیم کرده ام فرق دارد.ایشان از سفری می گفت که از کودکی اش اغاز شده بود تا به پیری اش ادامه داشت.اما سفری که من در ذهن دارم از ظاهر حرفها و وعملمان آغاز می شود تا عمق وجود و اعماق پنهان روحمان ادامه می یابد.

انقدر وسیعیم و انقدر روحمان بزرگ است که بر سر راهمان دشتهای فراخ و کوههای پر از گردنه خواهیم یافت.همان ها که در طول عمر با رفتارها و تکمیل شخصیتهامان ایجادش کردیم.بهشتها و جهنم هایی که از نقص و از کمال رفتاریمان حاصل شده است.مثلا کسی که یک عمر با خود جنگید اما نتوانست خشم خود را مهار کند ،باید منتظر عبور از گردنه های دهشتناکی باشد که بارها و بارها از ان سقوط خواهد کرد.چون همان شکل دنیوی ،شکل برزخی و ملکوتی گرفته و همانطور که در دنیا نتوانسته این گردنه ها و ان سیاه چال ها را پر کند،در مسیر اخروی هم نخواهد توانست به این سادگی از ان عبور کند.

هر منزلگاهی و هر توقفگاهی شروع یک بعد از شخصیت ماست که یا بر ان اشراف داشته ایم و یا نتوانستیم بدلیل کوتاهی عمر ان را باز شناسی کنیم. یقینا از این دشتهای ناشناخته و شهرهای غریب و نااشنا سر راهمان زیاد خواهیم دید.چرا که در طول زندگی موقعیتهای زیادی را از دست دادیم و خود را مجهول الهویه گذاشته ایم.شاهد مثالم این ضرب المثل است که اب نبوده والا شناگر قهاری می شدی.
یعنی خودمان را در معرض ان سختی قرار ندادیم گرچه خدا باعث ایجاد فرصت کمال در ماشد.اما بدلیل کاهلی و تنبلی و فرار از مسولیتها ،غالبا ان بعد از شخصیتهامان ناشناخته ماند.
این همان طول طریق است که امام به ان اشاره می کند.در ماه رجب ،نمازها و اذکار زیادی به همراه خواندن قران و نماز شب برایمان وارد شده.حال اگر قدر ندانیم جطور می توانیم روحمان را وسعت ببخشیم و بر صبر و بردباری خود بیفزاییم و طاقتمان را طولانی کنیم؟


پ.ن

برای این سفر دور ،اماده می شم.اخرتی نیست.اما مرا کمک می کند که به یاد ان سفر ،بخشی از شخصیت درونی خود  را واکاوی و بازشناسی کنم.برایم دعا کنید.تا کم نیاورم.یاحق




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 16 اردیبهشت 1394 14:31
سلاااااااااااااااااااام بانوی مهربان...
خوب هستید شما؟
همه چی آرومه...؟
مواظب خودتون باشید
چهارشنبه 9 اردیبهشت 1394 15:31
بانو جان...
ان شاالله سفرتون بیخطر باشه و ب اون چیزی ك باید دست پیدا كنید...
دلم براتون تنگ میشه ها
التماس دعا و خیلی مواظب خودتون باشید
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ

بسم الله الرحمن الرحیم.سبحان الذی اسری بعبده.پاک و منزه است پروردگار که سیر داد بنده اش را.بنده در اینجا خاصه پیامبر است و عامه هرکسی که در قالب بنده قرار گیرد.از سیر وسیاحت در حال و هوای خود و بندگان خداوند می شود به خیلی چیزها پی برد.برای همین اسم اینجارا اسراءانتخاب کردم.به اسراءخوش آمدید.
مدیر وبلاگ : رضوان
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

دانلود آهنگ جدید