تبلیغات
اسراء - عاشقی

عاشقی

بسم الله الرحمن الرحیم

از همان دوران نوجوانی که حالات عجیب و غریب دوستان و بعضا دخترهای فامیل را می دیدم ،برایم درک حس و حالی که بر انها چیره شده بود یعنی عاشقی خیلی سخت بود.هنوز هم سخت است. ان زمان ها یعنی حدودا وقتی که یک دختر دبیرستانی بودم هم این حس و حال غالب شده بر بعضی از هم کلاسی هایم به یک بازیگر یا یک فوتبالیست یا یک خواننده و یا پسری از فامیلشان ،تهوع آور و مسخره می نمود.می دیدم که بعضی دخترهای توی اتاقمان در خوابگاه کارشان در خلوت چشم دوختن به نقطه ای و خواندن اشعار عاشقانه و تفال حافظ زدن بود.با خودم می گفتم:دختره ی خل!اخر ان طرف که الان به فکر اویی و وقت و انرژی و ذکر و فکرت را برایش وقف کرده ای،اصلا پشیزی برایت ارزش قایل است که اینطور برای به یاد بودنش بال و پر می زنی ؟یا او اینقدر آدم مهمی هست که وجود خودت را در او گم ببینی ؟!اما به قول خودشان چون عاشق درک و منطق را بر ضد خود می داند فایده ای از نصیحت و اندرز برایشان نمی دیدم و با خودم می گفتم: خدا هدایتتان کند.شاید الان هم که به این نقطه از زندگیم رسیدم اگر کسی بپرسد تا به حال عاشق شده ای بگویم نه.شاید بخاطر اینکه همیشه در حال کند و کاو و بررسی حال خودم بودم و هر چه که بنظر جالب و عاشقانه می آمد را به چشم ازمون و خطا نگاه می کردم.تا به حال هم خیلی ها گفته اند عاشقیم.خیلی ها هم در حال اثبات عاشقیشان ماهها و سالهای عمرشان را تباه کردند. اما نشد که به انها بگویم بله تو عاشقی.فقط به این حد از حالشان رسیده ام که انها به دلبستگی و علاقه ی وافر رسیده اند.شاید اگر نمونه ای غیر از شهدا می یافتم می توانستم به این کند و کاو در این مقوله در روح خودم پایان بدهم. اما نشده که نشده.شهدا هم که رفته اند. و در این رفتنشان و وصالشان جز انگشت بهت و حیرت که به دندان گزیده ایم چیزی نمی توان قابل ذکر دانست.

برای همین است که  با خواندن اشعاری که به اشعار عاشقانه معروف است  به این  فکر فرو می روم که ایا می شود عاشق شد؟به معنای واقعی کلمه؟برای آنچه که ارزش عاشق شدن داشته باشد؟ برای کسی یا چیزی که به دور از منفعت طلبی شخصی برای خود،بتواند تو را به کمال ها برساند؟همان کمال ها که خودش غرق در ان است؟


شاید خواندن این اشعار بتواند در ناخوداگاه روحم گمشده ای را که همیشه در حال جستجویش هستم بدستم برساند.بیاییم برای عاشقی مقامی جدای از محبت و علاقه ی وافر و دلبستگی و وابستگی و تعلق ،قایل شویم.اینها هیچکدام حتی به آستانه ی عاشقی هم نمی رساند مارا. لااقل این یافته را از من قبول کنید..که حاصل سالها تفکرم در این مقوله بوده است.



ادامه مطلب
[ چهارشنبه 23 اردیبهشت 1394 ] [ 11:08 ] [ رضوان ]