تبلیغات
اسراء - اسلام و پسوندهایش

اسلام و پسوندهایش

بسم الله الرحمن الرحیم

ان الدین عندالله الاسلام،ومااختلف الذین اوتوالکتاب الا من بعد ماجائهم العلم بغیا بینهم...    ال عمران/19

همانا دین نزد خدا فقط اسلام است و اهل کتاب اختلافی در ان ایجاد نکردند، مگر بعد از اگاهی وعلم...

یکی از خصوصیات اسلام که از چشم دشمنانش چه داخلی و چه خارجی مخفی نیست،برتری های این دین و تازگی و جذابیت این دین برای جوانان و تازه گرویدگان به ان است.دشمنان خوب می دانند که دیگر نمی توان با تبلیغات  منفی ضداسلامی و تبلیغ ادیان ناقص گذشته به جنگ اسلام رفت و از گسترش اسلام در قلب و روح مردم جهان،جلوگیری نمود.لذا  ترفندی بربستند که در دهه های اخیر تنوع بیشتری گرفته است.مهمترین ترفند و مکری که بر علیه اسلام به کار برده اند،بعد از اگاهی و علم از زیر وبم احکام و فرامین این دین مبین ،ایجاد نواقص کاذب و جذابیت های مخلوط از تفکر اومانیستی و سکولاریستی و لیبرالیستی خودشان با فرامین اسلام است.یعنی از حربه ی فرامین اسلام بر علیه خودش استفاده کردن.

اسلامهایی چون اسلام سکولاریستی ،اسلام آمریکایی،اسلام انگلیسی ،اسلام لیبرالیستی و اخیرا اسلام رحمانی


وقتی این حیله کارگر می افتد،فریب خوردگان از نخبگان و برخی پیش روهای مطرح اسلام کم کم از صفوف خارج می شوند و جذب حیله و ترفند استکبارشده و جمع کثیری را نیز باخود از بدنه ی اسلام جدا می کنند.نفوذ این نوع معجون های نوترکیب از اسلام در اذهان جوانان،خطرش به مراتب از مسیحیت و یهود و فرق ضاله بیشتر است.

زیرا ندای دفاع از اسلام خالص سر می دهند اما در حقیقت با دستکاری در فرامینش بر علیه اسلام ناب محمدی ص بهره می گیرند.

اما انچه که نجات دهنده ی اسلام است ،بازگشت به منابع اولی و بی خدشه ی قران کریم و روایات مستند است.زیرا تنها دو ثقل سنگین اسلام است که تا به حال توانسته اسلام خالص و ناب و مورد رضایت خداوند  را برای مردم تعریف کند.لذا مثل مبارزه با سایر ترفندهای دشمن باید از همین راه یعنی روشنگری و تبیین هرچه دقیقتر اعتقادات وحدانی و تکیه بر اصول و مبانی اسلام با این معجون های تازه اختراع شده ی غرب مبارزه کرد.

تعریفی خلاصه از چندپسوند را ارایه می دهم

لیبرالیسم اسلامی ، اصطلاحی است كه برخی از روشنفكران به اصطلاح دینی با هدف آشتی برقرار نمودن میان دین و تمدن غربی مطرح نمود و از آن سخن به میان می آورند . این دسته از روشنفكران كه از یكسو دغدغه دینی داشته و از سوی دیگر تحت تأثیر فرهنگ و تمدن غرب قرار دارند و به نوعی شیفته تمدن و تفكر غربی هستند ، به منظور برقراری تعامل میان دین و آموزه های جدید تفكر غرب و نشان دادن ، عدم تعارض دین با تمدن جدید ؛ رویكردی را دنبال كردند كه در آن ، مبانی تفكر غربی به نوعی در فرهنگ دینی ما بازسازی شود و اصطلاح لیبرالیسم اسلامی زاییده چنین تفكری است . از روشنفكرانی كه نماینده تفكر لیبرالیسم اسلامی در كشور ما هستند می توان از مهندس مهدی بازرگان ، حسین بشیریه ، هاشم آقاجری ، سید جواد طباطبایی و مصطفی ملكیان نام برد . در ارزیابی كلی این رویكرد باید بگوییم با توجه به تفاوت بنیادین و اساسی كه میان تفكر غربی و تفكر اسلامی در حوزه مسائل انسان شناختی و معرفت شناختی و جهان بینی وجود دارد ، صرف به كار بردن پسوند دینی و رنگ دینی نمی تواند تعامل میان دین و آموزه های تفكر غربی را ایجاد نماید و هر گونه كوشش در این جهت را به جایی نخواهد برد .تفكر لیبرالیسم آن چنان با مبانی فكری حاكم بر غرب همچون اومانیسم و سكولاریسم در هم تنیده است كه استفاده از پسوند دینی نمی تواند به آن ظاهری موجه و قابل قبول دهد و نتیجه ای جز تفكری التقاطی به دنبال نخواهد داشت .

 

اسلام سکولاریستی :

سکولاریستهای مسلمان چه می گویند؟

همانطور که از نام این واژه بر می آید سکولارهای مسلمان افرادی هستند که در حین ادعای مسلمانی بر ارزشهای سکولار تاکید دارند.سکولاریسم (Secularism) مفهومی است که بر عدم دخالت دین در سیاست تاکید دارد.این مفهوم حوزه دین را تنها در زندگی فردی و یا حداکثر در جنبه های سلایق اجتماعی محدود می کند.پیدایش این مفهوم اولین بار از سوی فیلسوفانی چون جان لاک مطرح شد ولی لغت آن برای اولین بار از سوی جورج هالی اوک (George Holyoake) نویسنده انگلیسی و در سال 1851 مورد استفاده قرار گرفت.مبنای استدلالهای چنین مفهومی بر این امر استوار است که دین یک امر غیر دنیوی و برای معنویات انسانهاست و اگر بخواهد در امنور دنیوی دخالت کند هم دنیا و هم آخرت مردم را تخریب کرده و هم اعتبار خود را خدشه ناک خواهد نمود.از نظر مصداقی اولین استدلالها متوجه حضور کلیسا در سیاست می باشد که طی آن گفته می شود کلیسا در مقابل علم و واقعیات ایستاد و با ناکارایی حکومتی خود جنایات بسیاری را با پرچم دین مرتکب شد. از نظر نقل مسیحی نیز استدلالهای اولیه از انجیل و از زبان مسیح استفاده می شد.آنجایی که مسیح در پاسخ سوالی می گوید دین را به ما و دنیا را به سلاطین و پادشاهان واگذارید.



یکی از اولین نتایج سکولاریسم عرف گرایی است.جدایی دین از سیاست حکومت را در یک خلاء قانونی قرار می دهد .بدین گونه که اگر قرار باشد دین از سیاست جدا باشد پس دین نمی تواند مبانی وضع و اجرای قوانین باشد و به ناچار عرف مبنایی برای قانون خواهد بود. در اینجا مفهوم جامعه مدنی (Civil Socity) شکل گرفته و به ناچار نظر فعلی مردم به عنوان عرف در مقابل دین به عنوان سنت قرار می گیرد البته در اینجا اشتباهی از سوی سکولارها شکل می گیرد که در آن دین برابر سنت گرفته می شود.
همانطور که دیده می شود سکولاریسم هم از نظر تاریخی و هم از نظر عقلی و هم از نظر نقلی برای جوامع مسیحی امری موجه محسوب می شود و در واقع می توان آن را با کتاب مقدس (البته عهد جدید) همراه دانست. چنین استدلالهایی عده ای از مسلمانان را بر این داشته است که چنین موردی برای ما مسلمانان نیز جاری و ساری باشد .برای همین این مسلمانان بر خلاف عده ای که از سکولاریسم قصد حذف کامل دین را در سر دارند با اجرای آن در این اندیشه می باشند که به سود دین عمل کرده هم آن را از اتهام رها کرده و هم کارایی بالای حکومت دنیوی و زندگی معنوی را به ارمغان خواهند آورد.
بر همین اساس این افراد گاهی با ظاهر معمم و روحانی و گاهی با سوابق انقلابی و مذهبی غلیظ چنان بر این مفهوم تاکید دارند که برخی از عوام به دنبال آنها چنین رویکردی را مطابق و به سود دین و دنیای خود احساس می کنند.

اسلام رحمانی:

اسلام رحمانی قرائتی از دین اسلام است در کنار سایر قرائتهای دیگر از اسلام (مانند اسلام فقاهتی، اسلام آمریکایی))

. پیروان این رویکرد آن را نقطهٔ مقابل برداشتهایی از اسلام معرفی می‌کنند که به ادعای آن‌ها قرائت‌هایی خشن، استبدادی، قشری و متحجرانه از اسلام ارائه می‌دهند. به این ترتیب، معنای مختصر اسلام رحمانی آن است که قشری، متحجرانه، مستبدانه و فاشیستی نیست. در سالهای اخیر عنوان اسلام رحمانی توسط اندیشمندان نزدیک به جناح اصلاح‌طلب در ایران و بخصوص محسن کدیور بکار برده شده است[۱۶]. از این رویکرد، به عنوان رویکرد قالب جنبش سبز یاد می‌شود. پیروان این تفسیر رفتار و کردار اشخاصی چون سید محمد خاتمی[۱۷] (رئیس جمهور سابق ایران)، محمدحسین فضل‌الله[۱۸] (مرجع تقلید درگذشتهٔ شیعیان لبنان) و موسی صدر[۱۹] را مصادیق اسلام رحمانی معرفی می‌کنند. مهمترین سؤالی که در اسلام رحمانی مورد توجه بسیار قرار می‌گیرد این است که «روح اسلام چیست؟»[۱۶]. پاسخ به این سؤال، معیار و محکی است برای پرداختن به سایر موارد مورد بحث در اسلام رحمانی.

پیروان اسلام رحمانی، با رویکردی هرمنوتیکی معتقدند که از هر آئینی می‌توان تلقی و برداشتهای متفاوت داشت[۲۰]. دین مانند سایر پدیده‌ها، در زمانهای مختلف و توسط فرهنگهای متفاوت می‌تواند تفسیرهای مختلفی بپذیرد. البته هر تفسیری از یک پدیده تفسیر صحیحی نیست، و معیارها و ملاکهایی برای سنجش صحت و درستی هر تفسیر وجود دارد. برای دین اسلام، قرآن، عقل، و سنت پیامبر اسلام و امامان شیعه ملاک سنجش درستی رویکردها و قرائتهای متفاوت از اسلام هستند. با توجه به فاصلهٔ زمانی زیاد میان عصر نزول قرآن و زمان پیدایش اسلام، تمیز میان «آداب محلی، بومی و عرفی» و «اصول و روح اصلی اسلام» کار بسیار مشکل و تخصصی شده‌است. از دید برخی متفکران (مانند فضل‌الرحمان ملک) بی توجهی به زمینه‌های فرهنگی-بومی در فهم آیات قرآن و عدم توجه به روح و پیام اصلی اسلام سبب شده‌است که برخی از آیات قرآن بگونه‌ای نزد مسلمانان معنا شود که معنایی کاملاً خلاف اراده الاهی حاصل گردد (برای مثال، آیات مربوط به حقوق زنان



ادامه مطلب
[ شنبه 27 تیر 1394 ] [ 13:53 ] [ رضوان ]