تبلیغات
اسراء - فضربنا علی اذانهم...

فضربنا علی اذانهم...

بسم الله الرحمن الرحیم

فضربنا علی اذانهم فی الکهف سنین عددا     کهف /11

پس سالیانی چند در غار ،بر گوشهایشان پرده افکندیم.

یکی از آیاتی که برای ما شگفت انگیزه ،داستان واقعی اصحاب غارهست.مردان غیرتمند و الهی که در عین برخورداری از زندگی پر رنگ و لعاب و فرورفتن در ناز ونعمت،و حضور در کانون قدرت پادشاهان روم،به ندای فطرتشان لبیک گفتند و بدنبال خداشناسی وتعالی جهان بینی خویش شتافتند.در این راه از قدرت و شوکت و شهرت و زندگی پر عیش و نوش خود دست شستند و در پی حقیقت خلقت رفتند.دانستند که هیچ انسانی نمی تواند اینچنین قادر و حکیم باشد که خلق کند به احسن تقویم و در این خلقت ،ربوبیت و تقدیر داشته باشدمگر خداوندی یکتا وبی منتهی و هستی بخش و جهان افرین.خداوندی که زمین و زمان در قبضه س قدرت اوست.

این اعتماد ایشان بخداوند یکتا زمینه ی  شایسته ی زنده ماندن و در نوردیدن زمان شد ان هم به مدت سیصد سال.

یک مورد جالبی که برای حقیر در بازخوانی داستان وجود داره ،مقایسه ی این خواب با مرگ حضرت عزیرنبی علیه السلام است.در داستان عزیرنبی ع  قران بطرز جالبی ما را مهمان خواندن داستان براورده شدن دعایی از حضرت عزیرع می کند که از خدا خواست بداند چطور استخوانهای پوسیده و متلاشی شده ی قومش در قیامت به شکل اولیه بازمی گردند.انجا که خدای متعال در هنگام پرسش از عزیر نمی فرماید:فکرمی کنی چقدر مردی؟یا خوابیدی .بلکه از کلمه ی لبـثت به معنای درنگ کردن استفاده می کند.گویا برای درنوردیدن زمان وعدم مشاهده ی  انقلاب اطرافیان و زندگی ،واژه ی درنگ بسیار مناسبتر از خوابیدن و یا مردن است.

انچه که حکمت امیز است قصد و غرض الهی از به خواب بردن این دو گروه است.برای حضرت عزیر نبی ع،قصد الهی نشان دادن چگونگی بازگرداندن استخوانهای پوسیده به شکل اولیه است ولی در داستان اصحاب غار،هدف نشان دادن یکتا پرست شدن مردم کشور روم است .چرا که هر دو دسته با توجه به دعایی که کردند،نوع به خواب رفتن خود را و جایی که باید بخواب روند را انتخاب کردند.

در داستان اصحاب غار می بینیم انها به بلندترین نقطه ای که در ان سرزمین بود پناه بردند.جایی که به هنگام بیدار شدن مردم اقصا نقاط ان کشور زیر پای انها امدند تا ان قدیسان بزرگ الهی و نشانه های برانگیخته شدن را ببینند.و همچنین خود اصحاب غار بطرزی به خواب ر فتند که قران حتی اصطلاح نوم را برای ایشان استعمال نمی کند.

زیرا خواب یک نوع غفلت از جهان و مسائل پیرامونی است.در حالیکه ایه ی ذکر شده می فرماید: به گوشهایشان پرده ای افکندیم. در تفاسیر نکات جالبی راجع به این مساله امده است.که نشان می دهد انجاها هم بطور صریح از واژه ی  فرو رفتن به خواب ابا دارد.گویی خداوند می خواهد کرامت ان مردان را تاجایی بالا ببرد که بفرماید کسی که خواهان از بین رفتن بت پرستی و دیدن یکتا پرستی مردم است به اذن الهی  از گوش دادن به هیاهوی جنگها و کشتارها و انقلاب ها و دگرگونی های زمانه بی نیاز است.این دگرگونی ها فقط کسالت اور و ملال انگیز است.پس انها را در غاری منحصر ساخت و پرده ای بر گوشهایشان زد که در ان محل مقدس فقط به عشقبازی با خدای خود و نجوا و راز ونیاز مشغول  باشند.گرچه تفاسیر عمده هم فرموده اند که این پرده افکنی بر گوش کنایه از همان خوابیدن است که با کمک ایات بعد راجع به پهلو به پهلو کردنشان و نیازشان به نور خورشید قریب به یقین می کند که منظور خواب است نه مرگ.اوج عظمت این معجزه انجا معلوم می شود که چند انسان برای حس نکردن غوغای بیهوده و عبث حاکمان زر و زور برسر تاج و تخت .بدون نیاز به غذا و تحرک بتوانند سیصد سال به خواب روند.

روایات دیگری هم هست که می فرماید اصحاب کهف در زمان پیامبر گرامی اسلام از خواب بیدارشده و پاسخ سلام علی ع را داده اند و دوباره به خواب رفته اند.و در زمان مهدی صاحب الزمان عج از خواب بیدار خواهند شد و به یاری حضرتش خواهند شتافت.

توصیه می کنم حتما تفاسیر مختلف مربوط به این ایه را عزیزان بخوانید.

 




ادامه مطلب
[ جمعه 30 مرداد 1394 ] [ 20:21 ] [ رضوان ]