تبلیغات
اسراء - ولدارالاخره خیرللذین یتقون


درباره وبلاگ:

آرشیو:

آخرین پستها :

پیوندها:

پیوندهای روزانه:

نویسندگان:

ابر برچسبها:

آمار وبلاگ:


Admin Logo themebox

ولدارالاخره خیرللذین یتقون

نوشته شده توسط:رضوان
جمعه 2 بهمن 1394-00:21

امروزبعداز امتحان،باطلبه هاصحبتم گل کرد.گفتم خوش بحالتون،امتحان شنبه روخوب میخونید.گفتن مگه دستای تو روبستن!؟خب توهم بخون.گفتم اخه من مراسم عقددعوتم.با تعجب پرسیدن:توکه مادرت دوماه از فوتش گذشته،میخوای عقد کی شرکت کنی اخه؟! گفتم:ازشماچه پنهون دیشب وسایل خرید عروس خانمم من رفتم کادو کردم.باتعجب مضاعف گفتن عروسی کیه اخه؟باخونسردی وارامش تمام گفتم:عقدبابامه! همه زدن زیرخنده!گفتن:وااای!الهی !در ادامه گفتم:خونه مون دوماه نیست که مجلس عزاتوش گرفتن،دوباره عروسی شده.تاحالاچهاربارعروسی گرفتیم توش.اینم پنجمیشه،وفقط یک مجلس عزا برقرارشده.بایدخوشحال باشم یاناراحت؟ گفتن:این چه طرزنگاهه؟مگه بابات بادختر ازدواج کرده؟گفتم بله.یک زن باباکه دقیقاهمسن خودمه!چشماشون از حدقه داشت درمیومدکه نظراتشون شروع شد.یکی میگفت اخه دختره چطور راضی شده بامرد ۶۰ساله ازدواج کنه؟یکی میگفت:من بودم بجای تو با پدرم قهرمیکردم که هنوز کفن زنش خشک نشده هوای تجدیدفراش کرده بااینکه به قیافه هاشون نگاه میکردم ،تو گذشته ام دنبال دعایی میگشتم که شاید الان مستجاب شده.هرچی باشه !نفرین نبوده.چون خداوند اینطور که دوستانم به این قضیه نگاه میکنن به ماجرای ازدواج پدرم وهمراهی مابچه هاش ،نگاه نمیکنه پس خداچطور نگاه میکنه؟لابد اصلامهم نیست که میت زیرخاک دلش برای تنهاییش بسوزه.ویاگریه کنه. شاید مادرم بیشترازهمه خوشحاله.واینکه منتظره بغیرازبابا ،بفکراون وبراش خیرات کردن هم باشیم. ولی قران کریم میگه:اخرت خیلی جذابتروخوبتراز دنیاست برای تقوی پیشگان!

نظرات() 
تاریخ آخرین ویرایش:شنبه 3 بهمن 1394 08:51

 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر